گذشته ی من گذشت،حتی می توانم بگویم در گذشت،ومن برایش ماه ها و سال ها سکوت کردم،خاطراتم را زیر و رو کردم و ای کاش های فراوان گفتم، ولی دیگر بس است،
من به آرزوهای شیرین می اندیشم،
من به شروعی دیگر می اندیشم.

شکست وجود ندارد
فقط گاهی نتیجه کار است که گاهی به دل شما نمی نشیند
آن قدر راه را عوض کنید تا به مقصد خود برسید......
کاش بارانی ببارد شما را تر کند
بگذرد از هفت بند ما صدا را تر کند
قطره قطره رقص گیرد روی چتر لحظه ها
رشته رشته مویرگ های هوا را تر کند
بشکند در هم طلسم کهنه های باغ را
شاخه های خشک بی باران دعا را تر کند
مثل طوفان بزرگ نوح در صبحی شگفت
سرزمین سینه ها را تا نا کجا ها تر کند
چترها را ببندید ای به ساحل مانده ها
شاید این باران که می بارد شما را تر کند

اگر این سطح پر از آدم هاست،پس چرا این همه دل ها تنهاست؟بی خودی می گویند هیچ کس تنها نیست،چه کسی تنهانیست؟ همه از هم دورند،همه در جمع ولی تنهایند،من که در تردیدم تو چطور؟،نکند هیچ کسی اینجا نیست
من به آمار،به این جمع،

من به آمار زمین مشکوکم
دل نوشته های سمیرا مهربون...
خداوندا مرا واسطه عشق خود میان آدمیان کن
تا آنجا که نفرت است عشق را ارزانی کنم آنجا که تقصیر وگناه است ببخشایم
آنجا که تفرقه وجدایی است پیوند بزنم آنجا که خطاست راستی را هدیه کنم
آنجا که شک است ایمان بدهم آنجا که نومید است امید شوم
آنجا که ظلمت است چراغی برافروزم آنجا که غم است شادی به پا کنم
خداوندا باشد که بیشتر تسلی دهم تا تسلی یابم در
در پی دوست داشتن باشم تا دوست داشته شدن

ما را در سایت دل نوشته های سمیرا مهربون دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: سمیرا مهربون بازدید: 62 تاريخ: يکشنبه 10 فروردين 1393 ساعت: 11:59
اگر...................
. اگر شکستن قلب و غرور صدا داشت؛ ...عاشقان سکوت شب را ویران میکردند،
. اگر خواب حقیقت داشت ؛ همیشه خواب بودیم،هیچ رنجی بدون گنج نبود ... ولی گنج ها شایدبدون رنج بودند.
اگر مرگ نبود ؛ همه کافر بودند ؛و زندگی بی ارزشترین کالا یود ترس نبود ؛ زیبایی نبود ؛ و خوبی هم شاید.
.... اگر کینه نبود؛ قلبها تمامی حجم خود را در اختیار عشق میگذاشتند
دکتر علی شریعتی
دل نوشته های سمیرا مهربون...