دل نوشته های سمیرا مهربون

خرید بک لینک

 گذشته ی من گذشت،حتی می توانم بگویم در گذشت،ومن برایش ماه ها و سال ها سکوت کردم،خاطراتم را زیر و رو کردم و ای کاش های فراوان گفتم، ولی دیگر بس است،

من به آرزوهای شیرین می اندیشم،
من به شروعی دیگر می اندیشم.

خواب در آب

دل نوشته های سمیرا مهربون...

ما را در سایت دل نوشته های سمیرا مهربون دنبال می‌کنید

برچسب: من, آرزو ,شیرین ,ای کاش, زیر و رو, فراوان, تجربه, شکست, پیروزی, نویسنده: سمیرا مهربون بازدید: 71 تاريخ: چهارشنبه 13 فروردين 1393 ساعت: 20:27

 شکست وجود ندارد

فقط گاهی نتیجه کار است که گاهی به دل شما نمی نشیند

آن قدر راه را عوض کنید تا به مقصد خود برسید......مسابقه زندگی

دل نوشته های سمیرا مهربون...

ما را در سایت دل نوشته های سمیرا مهربون دنبال می‌کنید

برچسب: شکست, پیروزی ,عوض کردن, مسیر, مقصد, راه ,مسابقه, نویسنده: سمیرا مهربون بازدید: 79 تاريخ: چهارشنبه 13 فروردين 1393 ساعت: 20:10

 کاش بارانی ببارد شما را تر کند

بگذرد از هفت بند ما صدا را تر کند

قطره قطره رقص گیرد روی چتر لحظه ها

رشته  رشته مویرگ های هوا را تر کند

بشکند در هم طلسم کهنه های باغ را

شاخه های خشک بی باران دعا را تر کند

مثل طوفان بزرگ نوح در صبحی شگفت

سرزمین سینه ها را تا  نا کجا ها   تر  کند

چترها را ببندید ای به ساحل مانده ها

شاید این باران که می بارد شما را تر کند

باران

دل نوشته های سمیرا مهربون...

ما را در سایت دل نوشته های سمیرا مهربون دنبال می‌کنید

برچسب: باران ,کاش, ای کاش, دعا, باغ, شاخه, خشک, طوفان, نوح ,صبح ,چتر ,ساحل, دریا, نویسنده: سمیرا مهربون بازدید: 48 تاريخ: چهارشنبه 13 فروردين 1393 ساعت: 19:21

 هر کس بخواهد کاری را انجام دهد راهش را پیدا می کند
و هر کس که نخواهد بهانه اش را

انگیزه

دل نوشته های سمیرا مهربون...

ما را در سایت دل نوشته های سمیرا مهربون دنبال می‌کنید

برچسب: انگیزه, کار, بهانه, راه, پیدا ,خواستن, توانستن, نویسنده: سمیرا مهربون بازدید: 49 تاريخ: چهارشنبه 13 فروردين 1393 ساعت: 17:39

 

 

 اگر این سطح پر از آدم هاست،پس چرا این همه دل ها تنهاست؟بی خودی می گویند هیچ کس تنها نیست،چه کسی تنهانیست؟ همه از هم دورند،همه در جمع ولی تنهایند،من که در تردیدم تو چطور؟،نکند هیچ کسی اینجا نیست

من به آمار،به این جمع،و به این سطح که گویند پر از آدمهاست..مشکوکم....،نکند هیچ کسی این جا نیست،من به آمار زمین مشکوکم...،چه کسی گفته که این سطح پر از آدم هاست؟من که می گویم نیست،

 

 

 

 

 

 

من به آمار زمین مشکوکم

 

 

 

 

 

 

من به آمار زمین مشکوکم

 

دل نوشته های سمیرا مهربون...

ما را در سایت دل نوشته های سمیرا مهربون دنبال می‌کنید

برچسب: سهراب, سپهری,سهراب سپهری, آمار ,زمین ,سطح, آدم ها, جمع,شاعر ,هیچ کس, تنها , نویسنده: سمیرا مهربون بازدید: 35 تاريخ: چهارشنبه 13 فروردين 1393 ساعت: 14:05

 قاصدک برو آنجا که تو را منتظرند...

 

rhwn;

دل نوشته های سمیرا مهربون...

ما را در سایت دل نوشته های سمیرا مهربون دنبال می‌کنید

برچسب: قاصدک, انتظار , نویسنده: سمیرا مهربون بازدید: 49 تاريخ: يکشنبه 10 فروردين 1393 ساعت: 12:35

پنجره در دیوار 

دل نوشته های سمیرا مهربون...

ما را در سایت دل نوشته های سمیرا مهربون دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: سمیرا مهربون بازدید: 62 تاريخ: يکشنبه 10 فروردين 1393 ساعت: 11:59

 اگر...................

 

 

اگر دروغ رنگ داشت ؛هر روز شاید ؛ ده ها رنگین کمان در دهان ما نطفه می بست و بیرنگی کمیاب ترین چیزها بود

. اگر شکستن قلب و غرور صدا داشت؛ ...عاشقان سکوت شب را ویران میکردند،

اگر براستی خواستن توانستن بود ؛ محال نبود وصال ! و عاشقان که همیشه خواهانند؛ همیشه میتوانستند تنها نباشند..........

اگر گناه وزن داشت ؛ هیچ کس را توان آن نبود که قدمی بردارد ؛تو از کوله بار سنگین خویش ناله میکردی ... و من شاید ؛ کمر شکسته ترین بودم!

اگر غرور نبود ؛ چشمهایمان به جای لبهایمان سخن نمیگفتند ؛و ما کلام محبت را در میان نگاههای گهگاهمان جستجو نمیکردیم

. اگر دیوار نبود ؛ نزدیک تر بودیم ؛با اولین خمیازه به خواب میرفتیم و هر عادت مکرر را در میان ۲۴ زندان حبس نمیکردیم

. اگر خواب حقیقت داشت ؛ همیشه خواب بودیم،هیچ رنجی بدون گنج نبود ... ولی گنج ها شایدبدون رنج بودند.

اگر همه ثروت داشتند ؛ دل ها سکه ها را بیش از خدا نمی پرستیدند،و یکنفر در کنار خیابان خواب گندم نمیدید ؛ تا دیگران از سر جوانمردی ؛بی ارزش ترین سکه هاشان را نثار او کنند، اما بی گمان صفا و سادگی میمرد .... (اگر همه ثروت داشتند)

اگر مرگ نبود ؛ همه کافر بودند ؛و زندگی بی ارزشترین کالا یود ترس نبود ؛ زیبایی نبود ؛ و خوبی هم شاید.

اگر عشق نبود ؛ به کدامین بهانه میگریستیم و میخندیدیم؟کدام لحظه ی نایاب را اندیشه میکردیم؟ و چگونه عبور روزهای تلخ را تاب میاوردیم؟آری بی گمان پیش از اینها مرده بودیم

.... اگر کینه نبود؛ قلبها تمامی حجم خود را در اختیار عشق میگذاشتند

. اگر خداوند ؛ یک روز آرزوی انسان را برآورده میکرد، من بی گمان دوباره دیدن تو را آرزو میکردم و تو نیز هرگز ندیدن مرا ، آنگاه نمیدانم براستی خداوند کدامیک را می پذیرفت ؟

دکتر علی شریعتی

 

دل نوشته های سمیرا مهربون...

ما را در سایت دل نوشته های سمیرا مهربون دنبال می‌کنید

برچسب: دکترشریعتی, دکتر, شریعتی, اگر,متن ,حکمت آمیز ,دروغ, نویسنده: سمیرا مهربون بازدید: 165 تاريخ: يکشنبه 10 فروردين 1393 ساعت: 11:56

صفحه بندی